تبليغاتX
فیل در تاریکی

فیل در تاریکی

 

 

 

 

 

 

در 1930 ، كـلود هاپكيـنز (Claude Hapkins) در كتـاب تبليغات علمي

 (My Life in Advertising & Scientific Advertising)  مدل مخصوص به خود و تكنيكهايش  را توضيح مي دهد و چنين مي گويد:

 

« به دوره اي رسيده ايم كه تبليغات در موقعيت يك علم قرار گرفته است . مباني تبليغات تغيير ناپذير و قطعي شده است. دلايل غربال شده و روشهاي كاربردي درست اثبات شده و جايگاه ثابت خود را يافته است . اكنون مي دانيم چه چيزي تأثير گذارترين است و بايد بر اساس قوانين پايه حركت كنيم .»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 20:38  توسط فرزاد مقدم  | 

 

فی الجمله ترا یک سخن بگویم:

این مردمان به نفاق خوشدل می شوند و به راستی غمگین می شوند.

با مردمان به نفاق می باید زیست تا در میان ایشان با خوشی باشی.

همین که راستی آغاز کردی به کوه و بیابان می باید رفت که میان خلق راه نیست!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 22:3  توسط فرزاد مقدم  | 

  

 

 

 

متوجه شدن!

 

حدود 50 سال است كه تأثير تبليغات را با ميزان مورد توجه واقع شدن آن اندازه گيري

 مي كنند .

اما سئوالي كه در ذهن پديدار مي شود اين است كه :

 

هدف از تبليغات بايد بالابردن  ميزان < مورد توجه واقع شدن> باشد يا ميزان 

< به خاطر آورده شدن > آن ؟

 

اولين كسي كه به اين سئوال توجه كرد گوردون براون (Gordon Brown) انگليسي بود كه

 شاخص مورد توجه واقع شدن (Awarness Index) را وضع كرد .  

گوردون براون گفت كه آنچه جهت اندازه گيري مهم است ميزان به خاطر آوردن مصرف كننده نيست

بلكه مورد توجه واقع شدن و ميزان جلب دقت (Attention – getting) است كه براي يك تبليغ مهم است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 3:0  توسط فرزاد مقدم  |